هوس بابای قندعسل
سلام بابایی چند روزی بود حسابی دلم هوا کرده بود یه هوبه هوبه خوشگل از قندعسل بشنوه . آخه حرکات خیلی خیلی شیرینت، مدتش هم خیلی خیلی کمه . این شرینکاری ماه 4 تا 6 تو بود . خلاصه دیروز نمی دونم چی شد وقتی تو آغوشم بودی یه هویی سرتو گذاشتی رو شونه هامو شروع کردی به هوبه هوبه گفتن . مثل همیشه با صدای خیلی آروم ، پشت سر هم و خیلی سریع . منو نگو داشتم لذت میبردم انگار حسابی سبک شده بودم و بات تکرار میکردم . جیگر ، حسابی حالمو جا آوردی . امروزم با همه روزها فرق می کرد . ...
نویسنده :
مامان محمدجان
19:28


